زنون الئایی ( قرن پنجم)
زنون شاگرد پارمنیدس، بیست وپنج سال جوانتر از او بود و در سفر پارمنیدس به آتن او را همراهی کرده و مورد مهر و محبت او بوده است .مدتی در آتن استاد پریکلس بوده و در سخنوری و جدل شهرت داشته است . دوگنس لائرتیوس از ارسطو نقل می کند که زنون کاشف دیالکتیک بوده است .[1] با فرضی شروع می کرد و در حین استدلال فرض را به تناقض می کشاند و به نقیض فرض می رسید . در مسائل سیاسی و اجتماعی شهر خود شرکت داشته و یکی از قانون گذاران شهر خود بود. و گفته شده است که در توطئه ای علیه یکی از جباران شرکت داشته که پس از لو رفتن در زیر شکنجه کشته می شود . آنچه از زنون مشهور است احتجاجات او علیه کثرت گرایی فیثاغوریان و کسانی که معتقد به حرکت و تغییر بوده اند می باشد . البته خود زنون منکر این نمی شود که ما حرکت را در زندگی روزانه ی خود تجربه می کنیم .چنانکه در ختان رشد می کنند و ......بلکه زنون می خواست " مبرهن سازد که کثرت انگاری فیثاغوریان مستلزم مشکلاتی حل نا شدنی است و تغییر و حرکت حتی بنا بر فرض کثرت غیر ممکن است . پس منظور از احتجاجات زنون مجاب کردن مخالفان فیثاغوری پارمنیدس با یک سلسله از " احاله های به محال " به نحو هوشمندانه و زیرکانه است . "[2] او به کسانی که به واحد پارمنیدس ایراد می گرفتند و احتمالا مسخره می کردند خواست نشان دهد که اندیشه های خود آنان نیز کمتر مضحک نیست . اگر ما از واحد پارمنیدس به تناقضاتی می رسیم از کثرت فیثاغوریان به تناقضات بیشتری بر می خوریم . افلاطون در رساله پارمنیدس از قول زنون می نویسد ."مرادم از نوشتن این کتاب این است که از ادعای پارمنیدس در برابر کسانی که می کوشند آن را مضحک جلوه دهند دفاع کنم . مخالفان پارمنیدس می گویند این سخن که " فقط واحد وجود دارد" ادعایی بی پایه است و تناقض های بی شماردر خود نهفته دارد . بدین جهت روی سخنم در این کتاب با کسانی است که معتقد به کثرت اند و همان ایراد را بر آنان می گیرم و می کوشم ثابت کنم که ادعای آنان- که می گویند هستی کثیر است- اگر نیک نگریسته شود مطالب بی معنی و بی پایه ی بیشتری را به دنبال می آورد . "[3] روش دیالکتیک زنون هم چون شمشیر دو دم بود .اگر چه که مشکلاتی را برای فیثاغوریان و کسانی که معتقد به کثرت بودند ایجاد کرد اما " در حقیقت نیروی استعداد سرکش و بی لگامش او را بسیار دور تر از هدفی برد که او در نظر گرفته بود .او همچون هوا خواه مومن نظریه ی وحدت ، و به عنوان وجود شناس ، به میدان نبرد رفت ولی هنگاهی که از میدان بازمی گشت شکاک ، یا به لفظ بهتر ، نیست انگار ( نیهیلیست) بود . " [4] به همین خاطر افلاطون با روش خاص خودش در رساله پارمنیدس از قول زنون نقل می کند " این کتاب را در روزگار جوانی به قصد رد ایراد های مخالفان نوشتم ولی در آن هنگام کسی آن را دزدید و امید نداشتم که بتوانم روزی منتشر کنم . پس اگر گمان می بری که این نوشته زاده ی اندیشه ی مرد کاملی است نه هوس جوان نو رسی ، در اشتباهی . " [5]
دلایل زنون علیه کثرت انگاری فیثاغوریان.
1- اگر واقعیت از واحد ها تشکیل شده است ، آن واحد یا دارای حجم است یا نیست . اگر دارای حجم باشد باید بی نهایت تقسیم شود و اگر به بی نهایت تقسیم شود آنگاه آن واقعیت باید از بی نهایت واحد ها تشکیل شده باشد لذا باید بی نهایت بزرگ باشد . اما اگر آن واحد حجم ندارد باید آن واقعیت از بینهایت واحد های بی حجم تشکیل شده باشد که در این صورت باید بی نهایت کوچک باشد .
2- اگر کثرتی وجود دارد، باید بگوییم که از چند واحد تشکیل شده است و شمردنی باشد . از طرف دیگر ما نمی توانیم بگوییم که از چند واحد تشکیل شده چون هر کثرتی به بی نهایت واحد ها قابل تقسیم است و غیر قابل شمردن است .
3- اگر یک پیمانه گندم را به زمین بریزیم صدا می کند . اما اگر دانه دانه گندم را به زمین بریزیم صدا نمی کند . حال اگر تک تک می افتد صدا نمی کند پس چطور یک پیمانه گندم که مرکب از همین تک تک گندم هاست صدا می کند .
دلایل علیه کثرت .
1- مسابقه ی لاک پشت و آخیلس . اگر آخیلس قهرمان دوی یونان با لاک پشتی که یک متر از او جلو تر است مسابقه بگذارد هرگز به او نخواهد رسید . چون آخیلس تا بخوا هد یک متر را طی کند لاک پشت مقداری جلو تر می رود و .....
2- اگر تیری را در هوا پرتاب کنیم اگر تیر ده متر را در ده ثانیه طی کند پس در هر ثانیه تیر در یک متر قرار دارد آنگاه حرکت عبارت است از کنار هم قرار گرفتن ده تیر ساکن.
3- اگر ما بخواهیم از یک طرف ورزشگاه به طرف دیگرورزشگاه مسابقه بدهیم هرگز به آن طرف نمی رسیم چون اگر به فرض صد متر باشد ما اول باید پنجاه متر را طی کنیم و قبل از پنجاه متر باید بیست وپنج متر را طی کنیم و ......در نتیجه هیچگاه به دیوار روبروی ورزشگاه نخواهیم رسید.
همانطور که گفته شد زنون می خواست به کسانی که اندیشه واحد را مضحک می دانستند نشان دهد که اندیشه کثرت گرایی مضحکتر است . خلاصه آنکه " ساده ترین تبیین شاید این باشد که زنون از مکان و زمان حرکت و اندازه و غیره ، بعنوان مفاهیم انتزاعی ذهنی سخن می گوید .، نه بعنوان امور واقعی در تجربه عملی . واین از نظر پارمنیدس که واقعیت همان فکر است ناشی شده است. "[6]
[1] نخستین فیلسوفان یونان ، شرف الدین خراسانی ، 313
[2] تاریخ فلسفه ، فردریک کاپلستون ، سید جلال الدین مجتبوی ، 68
[3] دوره ی آثار افلاطون ، محمد حسن لطفی ، جلد سوم ، پارمنیدس ، 128
[4] متفکران یونانی ، تئودور گمپرتس ، محمد حسن لطفی ، جلد یک ، 225
[5] پارمنیدس 128
[6] فلسفه یا پژوهش حقیقت ، چند تن از اساتید غرب ، سید جلال الدین مجتبوی ، 63
