اندرز اردشیر بابکان در رابطه ی مذهب و سیاست

" بدان که مقام سلطنت و مذهب دو برادرند که در توافق کامل با یکدیگرند.هیچ یک نمی تواند بدون دیگری دوام و بقا یابد، زیرا مذهب شالوده ی قدرت و مقام سلطنت است و ، به دنبال آن ،مقام سلطنت حافظ و نگاهبان مذهب می شود: سلطنت نمی تواند بدون شالوده ی خود باشد،و مذهب بدون حافظ و نگهبان خود ؛ چرا که هر آنچه حافظ و سرپرستی نداشته باشد از میان می رود و هر آنچه شالوده ای نداشته باشد ویران می گردد. نخستین چیزی که برای شما بیمناکم این است که مردمانی فرودست در جامعه درتحصیل دین و مذهب ،تعبیر و تفسیر آن ، و در آموختن آن ، بر شما برتری یابند و اینکه اطمینان خاطر شما به قدرت مقام سلطنت شما را به ناچیز شمردن ِ آنان وا دارد؛ بدین گونه در قلمرو دین و مذهب رهبری نهانی در میان رعایا از طبقات فرودست و پست و عوام بی ارزش که شما زمانی ظلمی به آن ها کرده اید،با آنها سخت رفتاری کرده اید ، اموالشان را مصادره کرده اید ، باعث هراس آن ها شده اید، و تحقیرشان کرده اید ، پدید خواهد آمد.

بدان که هرگز در مملکتی واحد یک رهبر مذهبی نهانی و یک رهبر سیاسی آشکار و علنی نمی توانند در کنار یکدیگر قرار گیرند بدون آن که رهبر مذهبی قدرت را از دست رهبر سیاسی به در آورَد و غصب کند ، زیرا دین و مذهب شالوده است و مقام سلطنت شتون ؛ و آن کس که بنیان و شالوده در دست اوست بهتر تمامی بنا را در اداره و سلطه ی خود دارد تا آن کس که ستون در دست اوست ...

بدان که گستره ی فرمانروایی تو تنها بر اجسام و پیکر های رعایایت است ، و اینکه پادشاهان هیچ حکومتی بر دلها ندارند . بدان که حتی اگر قدرت ِ مردمان سرکوب کنی و بر آن چیره شوی ،بر افکار و اذهان آنان چیره نتوانی شد . بدان که آن کس که اموالش مصادره شده اند و مالش را از دست داده است و هموشمند است ، شمشیر زبانش را  علیه تو از نیام بر خواهد کشید که تیز تر از تیغ اوست . و اینکه با آن ، هنگامی که قدرت و توان ِ زیرکی و توطئه اش را در جهت دین و مذهب به کار گیرد ، می تواند سخت ترین آسیبها را بر تو وارد آورد؛ چرا که با واژه های دین است که وی بحث و استدلال خواهد کرد ،در راه و به خاطر دین است که وی تظاهر خواهد کرد خشمگین شده است ،و به حساب دین است که وی فریاد خواهد کشید و دین است که وی را مستمسک خود خواهد ساخت...

 پادشاه نباید نزد عابدان ، نزد زاهدان ، و نزد مقدسان اذعان کند و بپذیرد که آن ها در دین ارزشمند تر ، به آن علاقه مند تر ، و در راه آن متعصب تر از خود وی هستند ."[1]


[1] - اندیشه ی یونانی ، فرهنگ اسلامی ، دیمیتری گوتاس ، عبدالرضا سالار بهزادی ، نشر فرزان روز ، ص 145-143