دیوید راس معتقد است که شهود های اخلاقی متعارف ماده ی خام فلسفه ی اخلاق است  و فیلسوف اخلاق باید این شهود های اخلاقی را منسجم و صورت بندی کند.بنابر این فلسفه اخلاق راس تفاوت مبنایی با فلسفه ی اخلاق کانت دارد چون از نظر کانت گزاره های اخلاقی در شمار گزاره های ترکیبی پیشینی هستند و دارای ضرورت و کلیت می باشند و به همین خاطر استثناناپذیرهستند. و دیگر اینکه کانت از کنار تعارضات اخلاقی رد می شود و به آن ها پاسخ نمی دهد. واین تعارضات گاهی ممکن است که به نتایج غیر انسانی بینجامد. راس می خواهد فلسفه ی اخلاقی پی ریزی کند که تعارضات را حل کند.و از طرف دیگر با رویکرد فایده باوری میل نیز مخالف است. راس معتقد است که   قواعد اخلاقی موقتی و صرفا برای افزایش پیامد های خوب نیستندوفایده باوری نیز مشکلات خودش را دارد .راس رویکرد خودش را بین اخلاق وظیفه نگر کانت و فایده باوری می داند .

اخلاق وظایف در نظر اول یا وظایف فی بادی النظر یعنی اینکه " در وظیفه ی فی بادی النظر گرایش فی نفسه به این است که چیزی را وظیفه ما کند ،اما گهگاه امکان دارد تحت الشعاع عوامل دیگری قرار گیرد."[1] فرض کنید که من به دوستم قول داده ام که بعد از ظهر با او به گردش بروم اما وقتی منزل می رسم می بینم که مادر مریض است و غیر از من کسی نیست که او را به بیمارستان ببرد .چه باید کرد؟کانت می گوید به عهد خودت وفا کن .میل نظرش این است که ببین فایده ی کدام بیشتر است چون هر قاعده ی اخلاقی موقتی است اما راس می گوید وفای به عهد قاعده ی موقتی نیست اما این طور نیست که استثنا پذیر نباشد .بردن مادر به بیمارستان مهمتر از وفای به عهد و رفتن به گردش است و این چیزی است که هر عقل سلیمی می فهمد.راس شهود گراست و مدعی است که ما می توانیم در صورت تعارض برتری یکی بر دیگری را از طرق شهود بفهمییم 

 از نظر راس هفت وظیفه ی اصلی عبارتند از

1- وفاداری : به عهد و پیمان خود وفادار باشید  2- سپاسگزاری یا حق شناسی :به آنان که به شما نیکی کرده اند نیکی کنید  3- نیکوکاری یا احسان :به دیگران نیکی کنید 4- آسیب نرساندن به دیگران 5- بهبود خود یا اصلاح خود : فضیلت و معرفت تان را افزایش دهید  6- عدالت : اگر توزیع لذت یا خوشبختی بر اساس شایستگی ها نیست آن را به کل عوض کنید . 7- جبران: اگر به دیگران صدمه ای زده اید جبران کنید. ما در شرایط مساوی باید از این قواعد پیروی کنیم اما اگر تعارضی بین این قواعد به وجو د آمد باید یکی که مهمتر است بر دیگری برتری دهیم . 

خصوصیات دستگاه اخلاقی راس: " اولین خصوصیت کثرت گرا بودن دستگاه اخلاقی راس است ...مولفه ی دوم مفتوح بودن فهرست وظایف اخلاقی است ... مولفه ی سوم عدم وجود یک ترتیب الفبایی میان وظایف در نظر اول چهارمین تفکیک میان وظایف مشتق و غیر مشتق است.پنجمین ...راس در معرفت شناسی شهود گراست"[2]

1- کثرت گرا ست یعنی ما با هفت وظیفه مواجهیم

2-مفتوح است یعنی می توان بر این هفت تا افزود

3- ترتیب الفبایی ندارد یعنی حتما یکی بر دیگری مقدم نیست

4- این هفت وظیفه غیر مشتق هستند یعنی پایه هستند و بقیه ی وظایف مشتق یا غیر پایه هستند مثلا راستگویی مشتق از وفاداری و  آسیب نرساندن به دیگران است و شهروندی مشتق از وفاداری ، مهربانی و آسیب نرساندن به دیگران است.

5- شهودگراست یعنی در معرفت شناسی شهود گراست .راس برای مواجهه ی شهودی چند مشخصه بر می شمرد 1- غیر استنتاجی است 2- پایه ای بودن 3- خطاناپذیری است .

راس استقراء را به دو قسم تقسیم می کند یکی استقراء شهودی و دیگری استقراء عددی . استقراء شهودی احتمالا همان است که قدمای ما آن را فرد بالذات می گفتند یعنی رسیدن به چیزی که  در واقع مصداق یامثل اعلای یک مفهوم است . مثل زوایای داخلی یک مثلث صد و هشتاد درجه است . برای همه ی مثلث ها .استقراء عددی مثل همه ی کلاغ ها سیاه هستند .راس  در اخلاق معتقد بود ما با رسیدن به بلوغ ذهنی مکفی با بررسی چند نمونه به مفهوم " وفای به عهد " می رسیم و بعد می توانیم آن را به همه تعمیم دهیم .در تعارض اخلاقی هم راس معتقد بود که وظایف در نظر اول هر یک در یک سیاقی قرار می گیرند و ما وقتی دو تا از وظایف با هم تعرض پیدا کردند با توجه به سیاق ما می توانیم به نحو شهودی دریابیم که چه کاری را باید انجام دهیم . مثلا اگر بین سپاسگزاری و وفای به عهد تعارض به وجود آمد فرض کنید که من از یک ماه پیش به دوستم قول دادم که در این ساعت خاص به دیدنش بروم و مادرم هم در همین ساعت خاص به من نیاز دارد  من با توجه به سیاق این دو می توانم شهود کنم که کدامیک را باید انجام دهم.


[1] - درآمدی جدید به فلسفه اخلاق ، هری جی .گنسلر، حمیده بحرینی،آسمان خیال،ص 282

[2] - درس گفتارهایی در فلسفه اخلاق، سروش دباغ ،ص 169