تالس اهل میلتوس 

نوشته : دونالد آلن

ترجمه : عبد العلی عنایتی

 

تالس ـــــــ زندگی و فضائلش

آگاهی ما در باره ی تالس اندک است . در حدود 624ق.م. در میلتوس، آسیای صغیر،( ترکیه ی فعلی )، به دنیا آمد . او فرزند اکسامیس و کلئوبولین بود . در حدود546 ق.م.در میلتوس ، ترکیه ، در گذشت.

مجسمه ی نیم تنه ی از او در موزه ی کاپیتولین رم است اما با تالس معاصر نیست .در حقیقت ، اگر چه مجسمه ها و تصویر های دیگری، از مردم مهم آن زمان وجود دارد ولی از نظر سندیت قابل اطمینان نیست .

بعضی تاثیرات و تاکیدات زندگی و اثرتالس عبارت اند از :

·     تالس اهل میلتوس اولین فیلسوف، دانشمند و ریاضی دان مشهور یونانی است. بعضی او را معلم فیثاغورس می دانند ، گر چه این تنها به این خاطر است که او فیثاغورس را نصیحت کرد به مصر و کلده  سفر کند

·     از ائودموس اهل رودس ( در حدود . 330.ق.م.) می دانیم که اودر مصر تحصیل کرد وآموخته هایش  را به یونان آورد . به اتفاق آرا به تالس نسبت می دهند که علوم ریاضی و ستاره شناسی را در یونان مرسوم کرد.

·     همه بر این نظر هستند که او دارای هوش غیر معمولی بوده است – عموما موافق هستند که او اولین حکیم هفتگانه است و شاگرد مصری ها و کلدانی ها.

·     هیچ یک ا زآثارش و از منابع معاصرش باقی نماند : بنابر این تشخیص موفقیت هایش مشکل است، مخصوصا دست آورد های فلسفی و ریاضی اش . در حقیقت بسیاری از دست آوردهای ریاضی دوره های اولیه که به تالس نسبت داده اند، اغلب برای قرون بعدی است.علاوه بر این شخص باید عادت قدیمی نسبت دادن، مخصوصا کشفیات به مردانی که به حکمت مشهور هستند را  ملاحظه کند.قطعا هیچ شکی وجود ندارد که این حکم در باره ی فیثاغورس صادق است .

·     البته ارسطو داستان موفقیت آمیز احتکاردستگاه روغن گیری زیتون را به تالس نسبت می دهد .پس از اینکه تالس نتیجه گرفت که خرمن پر محصول خواهد بود – همچون عهدی به زکاوت شغل عملی اش .

·     نویسنده ی یونانی کسنوفانس مدعی است که او خورشید گرفتگی 28 ماه مه 585ق.م. را پیش بینی کرد و همه ی ایونیا وحشت زده شدند .بنابر این جنگ بین لیدیا و ماد ها متوقف شد .دانشمندان جدید.در تحلیل بیشتر معتقدند که این داستان جعلی است .تالس آن دانش را نداشت که این گونه بتواند خور شید گرفتگی را دقیق پیش بینی کند . هرودت از پیش بینی اش در سال سخن می گوید.اما این حقیقت که خورشید گرفتگی تقریبا کلی در طول این جنگ مهم رخ داده باشد ممکن است به او به خاطر شهرتش به عنوان ستاره شناس نسبت داده باشند.

·     هم چنین گفته می شود که او دانش هندسه اش را برای اندازه گیری اهرام مصر به کار برد ، اگر چه اواحتمالا این دانش را در مصر آموخت وبه [یونان ] آورد. روش مشهور استفاده از سایه هایشان بود و بنا بر تناسب اضلاع مثلثهای متشابه

·         پنج قضیه ی هندسه مقدماتی به او نسبت داده اند .

 

             قضیه : دایره با هر قطری به دو قسمت تقسیم می شود

             قضیه :زوایای قاعده ی یک مثلث متساوی الساقین مساوی هستند

             قضیه : اگر دو خط مستقیم همدیگر را قطع کنند زوایای متقابل به راس مساوی هستند

             قضیه : دو مثلث متجانس هستند اگر آنها دو زاویه و یک ضلع مساوی داشته باشند .

             قضیه : زاویه محاط در یک نیم دایره قائمه است .

 

·     سوال شد چه چیزی بسیار مشکل است ، تالس در یک جمله کوتاه مشهو رگفت " شناخت خود" سوال شد چه چیزی آسان است ، او پاسخ داد" نصیحت کردن" .پرسیده شد خدا چه کسی یا چه چیزی است اوگفت "آنی که نه آغازی دارد و نه انجامی"(نا محدود ؟) سوال شد چطور انسان می تواند با فضیلت ترین باشد ، او پاسخ داد " ما هرگزکاری را انجام ندهیم که اگر دیگران انجام دهند عیب می دانیم "

به نظر دیوگنس لائرتیوس ، تالس هنگام تماشای مسابقه ی ژیمناستیک خسته و کوفته در اثر تشنگی و گرما و ضعف در گذشت چون او خیلی پیر بود.

وی. کا. سی. گوتری می گوید : مورخین موفقیت تالس رادر دو شیوه ی کاملا متفاوت ارائه داده اند : ازیک طرف، هم چون پیش در آمد حیرت آور تفکر علمی مدرن ، و از طرف دیگر چیزی نیست مگر عقلانی کردن شفاف اسطوره .

به نظر خود گوتری شخص ممکن است بگوید که " اندیشه های تالس و دیگر میلتوسی ها بین دو دنیا ؛دنیای اسطوره و دنیای فهم پلی می سازد."

تالس اعتقاد داشت که زمین یک قرص پهن روی وسعت بی پایان آب شناور است ،و همه چیز از آب پدید می آید. این مطلب از ارسطو به ما رسیده و  او اظهار داشت که تالس اولین کسی بود که جوهر مادی فردی برای جهان پیشنهاد کرد. اما، بسیار صریح ، تالس و دیگر میلتوسی ها از فرض وحدت اساسی همه ی چیز های مادی که ورای تنوع ظاهری یافت می شود  عبور کردند . این اولین وحدت گرایی یا کیهان شناسی یگانه انگارانه در تاریخ است .او می گفت حتی گیاهان روح جاویدان دارند.( این شکل از همه خدایی ، در مراحل اولیه فلسفه یونانی ارائه شده ، این عقیده را بیان می کند که اله  یکی از عناصر در جهان است و کار کردش جاندار کردن دیگر عناصری است که جهانی را که جاندار انگاری ماده نامیده می شود، تشکیل می دهد .)شاید اساس این مشارکت در این است که او بربیداری در نوع بشر و تقاضای بر رسی جهان بر اساس" الگو " ی غیر مذهبی و گرفتن نتایج ازآن توجه دارد .بسیاری از الگو ها قبل از زمان معاصر ما مورد ملاحظه ، مطالعه و مردودشناخته شده اند.بنا بر این وظیفه تازه ی فیلسوفان این بود که آنچه را که دقیقا این وحدت فراهم می آورد بنا بکنند: یکی می گفت آن آب است ،دیگری می گفت بیکران است ، و یکی دیگر هوا.( البته هدف ، نیاز برای فهم عقلانی کردن جهان است . پاسخ " سوالات بزرگ" بسیار مشکل است )

بعضی می گویند که تالس معلم آناکسیمندر بوده است ، او نخستین فیلسوف طبیعی در مکتب ایونیا است . بر طبق نظر آناکیسمندر اهل میلتوس (اواسط قرن ششم) جهان آپایرون ؛یعنی بی حد ، نامحدود ،بی کران یا تعریف نشده است . اساسا بکار بردن مرجع بی حد و تقدم جدایی در کیفیت های متضاد ، هم چون سرد و گرم ، ، تر و خشک ، به این خاطر است که وحدت اولیه همه ی پدیده ها را  ارائه می دهد. بنابر این برای یونانی ها ،کائوس اصلی بیرون ازآنچه که جهان را شکل داده است به نام آپایرون می باشد. مدارکی موجود است که او مقالاتی در باره ی جغرافیا ، ستاره شناسی ، و کیهان شناسی که برای چند قرن باقی مانده بود نوشته است .همچنین گفته شده است که او نقشه ای از جهان شناخته شده آن روز کشیده است . اوبرای تقارن ارزش زیادی قائل شد و هندسه و تناسب ریاضی را در تلاشهایش برای نقشه آسمان ، شناساند. یک عقل گرا ،  یک سنتی که از طریق تاریخی امتداد می یابد .ما ممکن است نتیجه بگیریم که نظریه هایش از  الگو های اولیه و اسطوره ای جهان جدای از موفقیت های ستاره شناسان بعدی عبور کرده باشد.

ادامه ی خطی از تالس ، جانشین آناکسیمندر ، آناکسیمنس اهل میلتوس (نیمه ی دوم قرن ششم )است. آناکسیمنس اندیشید که هوا اصل همه ی چیز ها است . نظریه های تالس و آناکسیمندر ضمیمه  کرده است مخصوصا به راهی که در آن چیز های دیگر از آب یا آپایرون ناشی می شوند. او ادعا کرد که انواع دیگر ماده از هوا به واسطه تکاثف و تخلخل ناشی می شوند .بدین طریق ما گام سازنده ی دیگری را در توسعه الگو های کامل می بینیم  ، که از تبیین پدیده ها و  اساسا  از طریق همه ی دگر گونی ها باقی می ماند.