خود محوری روانشناختی نظریه ای است در باره ی طبیعت آدمی؛ یعنی اینکه طبیعت آدمی بنحوی است که حتی اگر خودش هم بخواهد نمی تواند کاری انجام دهد که به نفع شخصی ی خودش نباشد. ولی در خود محوری اخلاقی گفته می شود که طبیعت آدمی اینگونه نیست بلکه هر کس باید منحصرا به دنبال منافع شخصی خود باشد و ما در قبال دیگران هیچ وظیفه ای برعهده نداریم.به نظر توماس هابز (1588-1679)"غایت اعمال ارادی همه ی آدمیان کسب نفعی برای خودشان است."[1]  وقتی از نفع شخصی شان می گذرند که نفع دیگری یا بیشتری عایدشان شود.

در تعریف خود محوری اخلاقی گفته اند : "آدمی باید همواره خیر شخصی خود را ( در مقام غایت ، نه وسیله ای برای دست یافتن به چیزی دیگر) به حد اکثر برساند"[2] و یا " هر کس باید کاری را انجام دهد که بیشترین سود شخصی را برای او به بار می آورد صرف نظر از اینکه برای دیگران چه به بار می آورد"[3] و یا " هر کسی باید به گونه ای عمل کند که خیر یا رفاه بلند مدت خود را به حد اکثر برساند.به تعبیر دیگر ، خود گرا کسی است که معتقد است انسان ها فقط نسبت به خودشان مکلف اند و تنها وظیفه آنها این است که در خدمت نفع شخصی خود باشند"[4] البته این معنی اش این نیست که ما نباید به هیچ کس کمک کنیم.ممکن است جایی کمک به دیگران به نفع ما باشد و یا اینکه منافع ما در گرو کمک به دیگران باشد .خلاصه اینکه ما در جایی باید به دیگران کمک کنیم که در آنجاهم در نهایت به نفع ماتمام شود.البته هر کس  نمی تواندهر کاری را که دوست دارد فوری انجام دهد بلکه باید دقیقا تشخیص دهد که خیر یا رفاه او در چیست و آیا در بلند مدت به نفع او هست یا خیر؟" شخص باید کاری را انجام دهد که واقعا و دردراز مدت بیشترین نفع را برای وی داشته باشد.خود گرایی ِ اخلاقی خود خواهی را تایید می کند ، اما حماقت را خیر."[5]

اپیکور (341-270) طرفدار خودمحوری در اواخر جهان باستان است اپیکور خوب را با لذت یکی می گرفت به همین خاطر لذت گرا نیز هست .اما باز لذت ما را به گمراهی نیندازد چرا ؟ چون ما چگونه می توانیم لذت دراز مدت را به دست آوریم ؟دردی که لذت دراز مدت به همراه داشته باشد بهتر از لذتی است که درد دراز مدت به همراه داشته باشد . همچنان که اپیکور معتقد بود لذت بلند مدت را از طریق تامل فلسفی و دوری از امیال جسمانی می توان بدست آورد.منظور از لذت " فقدان درد در بدن و فقدان نا آرامی در نفس است" از نظر اپیکور بزرگترین خیر یا فضیلت "دوراندیشی" است." زندگی ِ لذت بخش ممکن نیست ، مگر این که همراه با دور اندیشی ، شرافت و عدالت باشد."[6]

طرفداران خود محوری اخلاقی می گویند هر کس بهتر از دیگری نیازها وخواسته های فردی خود را می شناسد لذا بدون دخالت دیگران باید در پی منافع شخصی خود باشد.وقتی ما تصمیم می گیریم به دیگران کمک کنیم  اولا نیازها و خواسته های او را به طور دقیق نمی شناسیم .ثانیا در کار او دخالت می کنیم و به همین خاطر عزت نفسش را از او می گیریم و چه بسا او را آدمی منفعل و انگل بار بیاوریم.ثالثا با کمک به دیگران ما فرصت رسیدن به خواسته وها و نیازهای خود را از دست می دهیم وحتی گاهی زندگی خود را برای دیگران فدا می کنیم.

انتقادات

1- کسانی مانند لویناس که تعامل با "دیگری" را آغاز اخلاق می دانند و معتقدند که دیگری به لحاظ تحلیلی و مفهومی در تکون اخلاق مندرج است؛خود محوری رادر شمار نظریه های اخلاقی نمی دانند .لویناس همین اشکال را بر وظیفه گرایی کانت هم می گیرد.

2- چقدر احتمال دارد که مردم این اصل را رعایت کنند و به حرص و خود خواهی و ... نیفتند

جواب : طرفداران خود محوری اخلاقی می گویند که مقصود ما بیان اصل صحیح اخلاقی است نه اینکه ما تضمین کنیم که مردم بد تعبیر نکنند.

3-  خود محوری اخلاقی دیدگاهی نتیجه گرا ست . چه کسی می تواند دقیقا پیش بینی کند کاری که انجام می دهد بیشترین سود شخصی را به خصوص در دراز مدت برای او دارد و تمام نتایج و لوازم آن کار را پیش بینی کند. چه بسا انسان هایی که فکر می کردند کاری که انجام می دهند بیشترین خیر را برای آنها دارد اما موجبات بدبختی خویش را فراهم آورده اند .پیش بینی بیشترین خیر محال منطقی ندارد اما محال وقوعی یا تجربی دارد.

4- اگر هر کسی باید خیر خویش را به حد اکثر برساند باید این حق را برای دیگران هم قائل باشیم .در این صورت اگر بین خیر من و خیر دیگری تعارض باشد چه باید کرد؟اگر رازی را با دوستی در میان گذاشتیم و پنهان کردن این راز حد اکثر خیر را برای من دارد و افشای راز حد اکثر خیر را برای دوست من داشته باشد در این صورت آیا دوست من حق دارد راز را افشا کند .و یا اگرخانمی حامله  است و سقط چنین حد اکثر خیر را برای او دارد و شوهر او مخالف است چون فکر می کند بچه حد اکثر خیر را برای او دارد آیا زن حق دارد بچه را سقط کند؟ اگر گفته شود هر یک تا حدودی حق دارند در این صورت حد اکثر خیر را طلب نکرده اند و اگر یکی کوتاه بیاید اخلاقی عمل نکرده است .پس هیچ راه حل اخلاقی برای رفع این مناقشه وجود ندارد مگر اینکه به فرض یکی به دیگری زور بگوید و بر او چیره شود . معمولا مردم هر یک برای رسیدن به بیشترین خیر با همدیگر رقابت می کنند لذا بین خیر های مردم سازگاری وجود ندارد .

5- خود شکن است " یعنی در حالیکه خود محورها به خوشبختی خودشان بسیار اهمیت می دهند اما غالبا رویکرد خود محورانه برایشان بدبختی به بار می آورد"[7]

6-خود محوری اخلاقی تناقض درونی دارد.با این ادعا که همه ی انسان ها باید مواظب خودشان باشند در تناقض است فرض کنیم که برای دو نفر انسان در حال مرگ فقط یک واکسن داریم .هریک واکسن را تزریق کند نجات پیدا خواهد کرد نفر اول واکسن را برای خود می خواهد.نفر دوم هم چنین حقی دارد .هر یک به دیگری باید بگوید که به فکر خودت باش واین یعنی به فکر من نباش. و این به فکر من نباش دقیقا در تناقض با خود محوری اخلاقی است. سوال دیگر این است که فرض کنیم فرد سومی هست ونیازی به واکسن ندارد در این صورت در باره ی این که کدام یک باید واکسن را تزریق کند چه داوری اخلاقی می کند اگر به خود گرایی اخلاقی معتقد باشد .

7- اگر کسی یقین حاصل کند که زندگی برای او غیر قابل تحمل است و اصلا به سود او نیست که زنده باشد آیا او حق خودکشی دارد‌؟ اگر کس دیگری در شرایط او باشد آیا او حق دارد در خود کشی به او کمک کند؟

8- " نظریه‌ی خود گرایی اخلاقی نادرست است ، زیرا یک اصل اساسی اخلاق را نادیده گرفته است و آن این که اصول هنجاری فعل اخلاقی برای همه افراد به یک سان و به یک نحو در نظر گرفته شده اند؛ افراد هیچ امتیازی غیر از امتیاز های سایر انسان ها ندارند، در نتیجه ، نمی توانند منافع دیگران را به خاطر منافع خود نادیده بگیرند."[8]   


[1] - لویاتان ، توماس هابز ،حسین بشیریه ،نشر نی ،ص 163

[2] - مبانی فلسفه اخلاق ، رابرت ال .هولمز،مسعود علیا ص 140

[3] - درآمدی جدید به فلسفه ی اخلاق ، هری جی .گنسلر ، حمیده بحرینی ،  ص258

[4]- مسائل اخلاقی متن آموزشی فلسفه اخلاق ، مایکل پالمر ، علی رضا آل بویه ،سمت ،ص 67

[5] فلسفه اخلاق ، جیمز ریچلز، آرش اخگری ، حکمت ،ص 121

[6] - مسائل اخلاقی متن آموزشی فلسفه اخلاق ، ص 69

[7] - مبانی فلسفه اخلاق ، ص 259

[8] - مسائل اخلاقی متن آموزشی فلسفه اخلاق ، ص83