اجداد من
"گفتم : این شب ها ، شب های احیاست. شب های زنده شدن،دو باره زنده شدن ، گریه ندارد ، خوشحالی دارد.من هم اجداد هنری ام در ذهن ام زنده شدند . با من روی ضحنه آمدند. همین جا هستند. اجداد هنری من ، بازیگران ، نوازنده گان و خواننده گان هستند.می دانید تا همین 70،80 سال پیش به آنها چه می گفتند ، مطرب . یعنی عمله ی طرب . معنی لغوی آن خوب است ، حتی مناسب امشب هم هست .چون احیاء ، طربناک است، اما معنی مصطلح آن چیز دیگری بود.جلف و سبک و ارزان و نامحترم .اجداد شما به اجداد من به به این چشم نگاه می کردند.اگر می دانستند که روزی نواده گان شان ، نواده گان مطرب ها را برای شب های عزیز و محترمی مثل شب های قدر دعوت می کنند.و حتی از آن ها می خواهند بر منبر بروند، نمی دانم چه حالی می شدند . مطرب ها را آب توبه بر سرشان می ریختند و به این مجالس راه شان می دادند . اجداد شما فقط در مجالس شادی مثل عروسی و ختنه سوران از اجداد من دعوت می کردند که برای شان شادی بیافرینند و از فردا دیگر آن ها را نمی شناختند ، سعی می کردند از کنارشان رد نشوند. جزو منکرات بودند. اصلا مطرب منکر بود.هنوز هم بازمانده ای این تفکرات وجود دارد.اجداد شما اجازه نمی دادند جسد اجداد من در قبرستان مسلمین دفن شود ، تا نکند عذاب قبر او به مسلمین سرایت کند.تا نکند رحمتی که قرار است بر رفته گان شان نازل شود، به واسطه ی اجداد من از آن ها دریغ شود.پس اجساد اجداد من را در قبرستان کفار و دور از خودشان دفن می کردند.
تعجب من از این است که در این شب که قدرش به اندازه ی هزار شب است از یک مطرب دعوت کرده اید برای شما مومنین حرف بزند.! شاید برای اولین بار است که این اتفاق می افتد. من در این شب قدر از شما می خواهم از طرف اجدادتان برای اجداد من فاتحه بخوانید."
این مردم نازنین قصه های رضا کیانیان با مردم ، نشر مشکی ، ص 65 -66