قوانين
قوانين – كتاب دوم
نخستين احساسي كه كودكان در عالم كودكي پيدا مي كنند احساس لذت و درد است. فضيلت و فساد نيز در آنان به صورت لذت و درد نمايان مي شود. و اگر اين احساس با خرد هماهنگ باشد ، همين هماهنگي فضيلت است. افلاطون مي گويد آدميان براي رنج كشيدن آفريده شده اند، لذا خدايان براي آنان جشن هاي مذهبي معين كرده اند تا آدميان در اثناي آن از مشقت بياسايند .هيچ جانداري در هنگام جواني نمي تواند آرام و خاموش بنشيند و انسان نيز يكي از آن جانداران است. اما انسان اين جست و خيز را تحت نظم و هماهنگي به صورت رقص و آواز انجام مي دهد.و در اين كار آن كس كه روحش مفتون از زيبايي و بيزار از زشتي است از تربيت صحيح بهره مند است.و كسي كه روحش مفتون از زيبايي است از رقص و آواز هايي لذت مي برد كه بيانگر فضيلت است و در كشوري كه قوانين خوبي دارد شاعران و هنرمندان آزاد نيستند كه هر چه خواستند در قالب وزن و آهنگ بريزند و به فرزندان مردم بياموزند .و افلاطون از مصر به عنوان نمونه ياد مي كند كه به آنچه از پيشينيان رسيده است وفادار مي مانند. جوانان بايد به سوي عقايدي رهبري شوند كه قانون جايز شمرده و سالخوردگان بر اثر تجربه به راستي آنها معتقد گرديده اند. خلاصه آنكه در هنگام شادي و خوشحالي ،آواز و موسيقي و رقص بايد در خدمت رشد فضيلت در انسان ها باشد .
معيار داوري در موسيقي لذتي نيست كه از آن بدست مي آيد بلكه در تصويري است كه از زيبايي ارائه مي دهد . افلاطون در اينجا بر تقليد تاكيد دارد نكته اي كه ارسطو در بحث هنر آن را مبناي انديشه خود قرار داده است .هر كه مي خواهد در باره ي آثار هنري داوري كند بايد سه چيز را بداند "نخست بايد بداند كه آن اثر چه چيزي را مي خواهد مجسم كند، وخود آن چيز را بشناسد . در ثاني بايد بتواند تشخيص دهد كه اثر هنري تا چه حد درست ساخته شده است .شرط سوم آن است كه بتواند تشخيص دهد كه اثر هنري ، خواه به وسيله ي الفاظ بوجود آمده باشد و خواه به وسيله ي وزن و خواه به وسيله ي آهنگ ، تا چه حد زيبا است "[1]
افلاطون سرود خوانان را به سه دسته تقسيم مي كند جوانان ، دسته ي دوم بزرگسالان و دسته ي سوم پير مردان . اما پير مردان در حالت عادي نه توان آن را دارند و نه آن روحيه را كه در ميان جمع برقصند و آواز بخوانند . لذا افلاطون در اينجا بحث شراب را مطرح مي كند . زير هجده سال حق خوردن حتي يك قطره شراب را ندارند و از هجده تا سي سال فقط حق دارند اندكي از شراب بنوشند و از سي سال به بالا مي توانند بعد ازصرف غذا شراب بخورند به شرط اين كه هوشياري بر كار آنان نظارت كنند و همه تابع او باشند همچون فرمانده اي كه در جنگ دستور مي دهد و ديگران تبعيت مي كنند در اينجا نيز همه بايد از فرمانده شان تبعيت كنند .لذا شراب چيزي جز دارويي كه براي پيران نيرو زاست نبايد مورد استفاده قرار گيرد .نكته اي كه افلاطون در پي بيان آن است اين است كه افراد جامعه بايد طوري تربيت شوند كه در برابر لذت خود را نبازند بلكه بر آن ها تسلط يابند. و به عبارت ديگر به جاي اينكه بر ديگران حكومت كنند بر خويش مسلط باشند .پس از آن بايد ورزش مطرح شودكه دومين رشته ي اصلي تربيت يونان است و ظاهرا به وقت ديگري موكول مي شود .